بورد؟؟ - تاریخ: 1399/8/25 ساعت: 3:56
آخر پزشکی میرسه به ی بورد تخصصی . و این اونجاییی هس ک من قراره ۴ماه و ۷،۸ روز دیگه برم به امید خدا سر جلسه اشاین مدت از تولد پسرم بخصوص خیلی زجر کشیدم،خیلی افکار منفی زیاد داشتم،خیلیا خیلی اذیتم کردن
ارتقا دو به سه - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:26
امروز چهاردهمین روز تیر ماهه. هوا خیلی گرمه. دم ظهره . ی لیوان حسابی کاپوچینو خوردم و نشستم زیر پنکه رو تخت . صبحی که لباسارو انداختم تو لباسشویی هی باز تق تق تکون میخورد. اومدم سرامیک زیر یکی از پایه
آخرین صبح استانبول - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:26
اینم از مربوط به آخرین حرف صبح مربوط به استانبول حرف .الان به ساعت اینجا ۷ونیمه. ما هنوز خواب و بیداریم و پرده اتاق کاملا فضارو تاریک کرده. باید وسایلارو جمع کنیم و امروز ظهر اتاق رو تحویل بدیم اینجا هیچی نخریدیم. آخه گرون بود وضعیت ارز هم که افتضاحع ولی برا خودمون دور دور کردیم. دوباره باید رفت و ب...
آخرین کشیک سال یک - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:38
باورم نمیشهیکسال گذشت و من این آخرین شبی هس که درین پاویون کشیک میدم.درین بیمارستان شب میخوابم.خدایا شکرتبیمارستانی که هروقت واردش شدم جلو در خاموش کردم:))Let's block ads! (Why?)
چرا باران نمیبارد؟ - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:38
خدایا چی شده که اینجوری شد؟امتحانای سخت سخت نگیر. بارون نمیاد. امروز ۱۷مین روز آبان هس اما هیچ ابری تا حالا ندیدیم. هیچ بارونی ندیدیم. چرا؟سخت نگیر انقدر . دنیامونو تلخ نکن. هرچند شاید خودمون مقصریم:/نشستم تو سالن مطالعه بیمارستان و کتابمم پیشمه.امروز چهارشنبه هس و من دوشنبه امتحان دارم. امروز استاد...
اینم بخش همسری - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:38
از این همه قبل ذوق و شوق رفتن بخششو داشتماینکه چقدر باهم بخندیم و ....پیش هر کی نشستم گفتم من فقط با خودش میرم و با کس دیگه نمیرم راند.بیا... هنوز یک هفته نگذشته کارمون به این دعوای سخت کشید....امان از .....Let's block ads! (Why?)
پره ارتقا - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:45
امروز 11 اردیبهشت سال 96بود. این اولین پست من تو سال جدیده. یسر رفتم پایین. اصلا حوصله هیچکدومشونو نداشتم. همینجوریش نداشتم. دیگه چه برسه به اینکه حرفم میزنن . تنها کسی که حرف نیش دار نزد رضا بود!!اونم تو عالم خودش بود و من کلا باهاش هم صحبت نشدم. نمیدونم من حالم بده یا کلا اونا مشکل دارن. دیگه حتی ...
شیوه های عجیب !! - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:24
داشتم فک میکردم ک اگه یکی منو موقع درس خوندن مانیتور کنه ، چقد ک بهم بخنده!:/ آخه نیس حجم مطلب خیلی بالاس. آدم مجبوره از هر شیوه کمک آموزشی مانند: دراوردن ادای مریض، دراوردن ادای همراه مریض و حتی دراوردن ادای میکروبه و هزاران و هزار راه دیگه استفاده کنه تا بالاخره اون مطلب ی گوشه از ذهنت با یه سمبل ...
هفته دیگه - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:24
هفته دیگه همین موقع ایشالله منو وحید یا خوابیم یا داریم کتابارو میجوریم!! فقط خداکنه ته دلم شاد باشم. این چن روز مونده خدا کمکم کنه و ایشالله ب حق این عید عظیم امام علی بهم عیدی بده. کلا هم ب این نتیجه رسیدم ک خیلی تو زندگیم ب حرفای بقیه بها ندم. بذار هرچی تو دلشونه بگن. من ک قرار نیس گوش کنم! اون ک...
امیدوارم پشیمانی نده!! - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:24
یه حسه کرختی بعضی وقتا دارم ک این روزا زیادتر شده. جم نمیخورم. میدونم ک چقدر این لحظات حساسن. اما یه حسه بده بی تفاوتی!! دارم از تو میترسم. اما انگار آتش فشان خاموشم. هی لیست کتابارو نگاه میکنم بلکه بهم نیرو بده. ماست نباش!!! وقتی نمونده. بقول خواهری تو یه عمر درس خوندی برای این امتحانه. انقد مهمه. ...
تمومی نداره! - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:24
حقیقتا انگار هرچی بخونم تمومی نداره!!از کل بخوام حساب کنم ینی از 32 تا همین الان 19تاشو خوندم!!!واین ینی خیلی کم!!سه تاشو وحید یکیشم خواهری قراره بگه. میشه 23. خب منم و 9 کتاب تو دو روز؟!!!! الان باید جراحی و روانو تموم کنم. بعد عصرم کودکان. تازه سوالای دو دوره هم هس. پس کلا آسفالتم!!!!!
بعد امتحان - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:23
خستم خسته ب اندازه تمام زمانها خسته ام. و این منم. خسته و تنها
لباس عروس - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:23
خستم خیلی زیاد ب اندازه ی امتحان بد و اضطراباش قده کنسر دایی قده کارای عروسی قده دغدغه های مسخره قده بی حوصلگی هام قده کل کل ها و اختلافام با وحید قده همه خستم...
آخرین - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:23
خستم. از مامان بابام ک کمتر زحمت فکر کردن و عمل کردن ب خودشون میدن اصلا همدیگرو نمیفهمیم. تو منگنم ازونور هم وحیدیه ک همش درگیر دانشگاه و مریضه هیچکی نیس یکم کمکم کنه و احساس حمایت بهم بده. خستم
عروسی - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:23
حنابندونم گذشت فقط یک نفس مونده تاعروسی خیلی کاردارم. استرس. دل مشغولی. .... ازون طرف سفر و اعلام نتایج اما میدونم ک یک عمر دلم برا این لحظه ها میره
ماه عسل - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:23
شیرینه واقعا. اما شد ک شیرینیشم زیاد بشه! اولش با اوقات تلخی و ثهر و دعوا! که به مرزه جاهای باریک داشت میرسید. بعدش با گریه من ختم به خیر شد !! ولی یه تجربه مهم شد تو زندگیم!! اما تا الانش ک شب آخر بارسلون هس خداروشکر خیلی خوب بود. دلم نمیخواد تموم شه و برگردیم ایران :(((( وحید خوابه و من دارم مینوی...
نتایج نهایی - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 11:23
بالاخره تو سایت نوشته تا فردا شب سعی میکنن بدن. خدایای ازت تمنا میکنم خودت کمکم کن. خواهش میکنم روان باشه. تمنا میکنم. خدایای از استرس قلبم تو دهنمه :((( فقط توکل و امیدم به تو هس خیرو ازت میخوام...

برچسب‌های مرتبط

شیوه های عجیب تبلیغات | روش های عجیب درمانی | روش های عجیب لاغری | روش های عجیب تعیین جنسیت | روشهای عجیب تشخیص جنسیت جنین | روش های عجیب تولید برق | روش های عجیب خواستگاری | روش های عجیب برای تعیین جنسیت | روش های عجیب | روش های عجیب تشخیص جنسیت